روایت

که سِرِّ راهِ ما روایتِ دگری‌ست...

Tag: تذکرة الاولیاء (رویه‌ی 1 از 2)

نیم دانگ

و او را حلاج از آن گفتند که یک بار به انباری پنبه بر گذشت. اشارتی کرد، در حال دانه از پنبه بیرون آمد و خلق متحیّر شدند.
نقل است که در پنجاه سالگی گفت که: «تاکنون هیچ مذهب نگرفته‌ام اما از هر مذهبی آنچه دشوارتر است بر نفس اختیار کرده‌ام. تا امروز که پنجاه ساله‌ام نماز کرده‌ام و به هر نمازی غسلی کرده‌».
نقل است که در ابتدا که ریاضت می‌کشید، دلقی داشت که بیست سال بیرون نکرده بود. روزی به ستم از وی بیرون کردند، گزنده‌ی بسیار در وی افتاده بود. یکی از آن وزن کردند نیم دانگ بود.
نقل است که گِردِ او عقربی دیدند که می‌گردید. قصدِ کُشتن کردند، گفت: «دست از وی بدارید که دوازده سال است که ندیمِ ماست و گِردِ ما می‌گردد».
نقل است که در شبانروزی در زندان هزار رکعت نماز کردی. گفتند: «چو می‌گویی که من حقّم، این نماز که مرا می‌کنی؟». گفت: «ما دانیم قدرِ ما!».
حسین بن منصور با خادم گفته بود که: «چون خاکسترِ من در دجله اندازند، آب قوّت گیرد چنان که بغداد را بیمِ غرق باشد. آن ساعت خرقه‌ی من به لبِ دجله بَر، تا آب قرار گیرد». پس روزِ سیّوم، خاکسترِ حسین را به آب دادند، هم چنان که آوازِ «اناالحق» می‌آمد و آب قوّت گرفت. خادم خرقه‌ی شیخ به لبِ دجله بُرد. آب باز قرار خود شد و خاکستر خاموش گشت. پس آن خاکستر را جمع کردند و دفن کردند؛ و کس را از اهلِ طریقت این فتوح نبود که او را.
(تذکرة الاولیاء / ذکر حسین بن منصور حلاج) 

 

photo: Joshua Paul

بَلا

و گفت: «تَوَکُل اضطرابی است بی‌سکون و سکونی بی‌اضطراب یعنی صاحبِ توکل باید که چنان مضطرب شود در نایافت، که سکونَش نبود هرگز، یا چنان سکونَش بود در قُربِ یافت، که هرگزش حرکت نبود.»

گفتند: «چون است که حق توانگران به درویشان نمی‌رسد؟» گفت: «سه چیز را: یکی از آن که آنچه ایشان دارند حلال نباشد، دوم آن که بر آن موافق نباشند، سیوم آن که درویشان بَلا اختیار کرده‌اند». والسلام.
(تذکرة الاولیاء / ذکر ابوسعید خَرّاز)

 

Barge Haulers on the Volga (Burlaki) — Ilya Repin / 1873


پی‌نوشت: محمدباقر قالیباف دیروز در جشنواره‌ی شهید رجایی و آئین روز کارمند در تشریحِ لزومِ برخورد با متخلفانِ دُرُشت، خطاب به مأمورانِ خودش گفت: «قدرتمندین، بِرین علاءالدینو بایسین بیریزین پایین» صرف‌ِ نظر از این که گفته‌ی وی با ادبیاتی دیگر در رسانه‌های مکتوب بازتاب یافت* (چنان که بسیاری از افاضاتِ دیگر بالادستی‌ها نیز دچارِ اصلاحاتِ ساختاری می‌شود)، اصولاً خودِ بیانِ این جمله از زبانِ امپراتورِ شهرداریِ تهران مایه‌ی حیرت است. تصور کنید که روبه‌روی کلانتری، یکی برای یکی دیگر چاقو کشیده باشد و رئیس کلانتری به سربازانش بگوید «اگه قدرتمندین جلوی چاقوکش را بیگیرین!» شهردارِ خوش‌رنگِ شهرِ بی‌رنگِ من فراموش کرده که دارد چه چیزی را از چه جایگاهی به چه کسی می‌گوید. الآن دقیقاً کی قدرتمند نیست یا هست؟! نمی‌دانم… اما فکر می‌کنم که مردِ قدرتمند آن کسی است که برای تخلفِ به این بزرگی وسطِ وسطِ شهرِ تهران توی روزِ روشن، دستِ کم از شهروندان عذرخواهی کند. والسلام.

* ایسنا، مهر و خبرآنلاین همگی این‌طور نوشتند: «اگر ما قدرتمندیم، برویم و تخلفات پاساژ علاء‌الدین را تخریب کنیم.»

 

المُستغفرینَ بالاَسحار

و گفت: «حق -تعالی- یاد کرده است انواع عبادت را که: الصّابِرینَ و الصّادِقینَ و القانتینَ و المُنفِقینَ و المُستغفرینَ بالاَسحار1. ختمِ جمله‌ی مقاماتْ بر استغفار کرده است، تا بنده بینا گردد بر تقصیرِ خویش بر همه‌ی افعال و احوال، پس از همه استغفار کند». و گفت: «هر که سایه‌ از نَفْسِ خود برگیرد، عیشِ خلایق در سایه‌ی او بُوَد»…
نقل است که یکی او را دعا کرد که: «آنچه امید داری، خدای بدهاد»، گفت: «امید بعد از معرفت بود و کو معرفت؟».
وفات او به نشابور بود، و خاک او در مشهدِ انبار است. احمد اَسوَد گفت: به خواب دیدم که هاتفی مرا گفت: «عبدالله را بگوی که: ساخته باش که تا یک سال دیگر وفات خواهی کرد». بامداد با وی بگفتم. گفت: «این وعده‌یی مدید است و مدّتی بعید. تا سالی که انتظار تواند کرد؟».
(تذکرة الاولیاء / ذکر عبدالله مُنازِل)

 

photo: Darren Staples


 

1 آل‌عمران / آیه‌ی 17

پی‌نوشت: تنها چند خط است اما پر از نکته برای آنها که راه را نظاره می‌کنند. پدربزرگ می‌گوید، گاهی به اشاره،، گاهی به‌غمزه و غالباً در لفافه و ناکامل. همین که می‌گوید و خود را عرضه می‌دارد باید غنیمت دانست. گفته‌هایش گاه چیزهایی‌ است که در «آن پشت» می‌گذرد گیرم در مواردی من درآوردی. اهمیت نوشته‌هایش فاش‌سازیِ چراغ‌های سبز و قرمزی است که در تمام این سال‌ها زیرجُلَکی صادر می‌شدند و همچنان نیز… پدربزرگ در خاطرات روز ۲۸ مرداد ۱۳۷۱ می‌نویسد:

«در گزارش‌ها تصمیم آمریکا، انگلیس و فرانسه برای اعزام نیرو به منطقه برای ایجاد منطقه امن در جنوب عراق برای شیعیان جنوب این کشور مساله مهمی است. آقای دکتر ولایتی آمد و گفت آمریکایی‌ها پیغام داده‌اند که اقداماتشان در عراق علیه منافع ایران نیست. از ما خواسته‌اند که از شرایط آتی، برای دخالت در عراق استفاده نکنیم. گروه شیعیان اهل‌البیت که در مذاکره با آمریکایی‌ها فعال بوده‌اند، اجازه خواسته‌اند که برای مشاوره به ایران بیایند. بعد از مشورت با رهبری، جواب آن شد که بیایند. به آمریکایی‌ها هم گفته شود که به شرط عدم تعرض به منافع ما، مخالفتی نمی‌کنیم. تمامیت ارضی عراق نیز نباید مخدوش شود.»

پی‌نوشت دوم: خوانشِ دوباره‌ی متن انتخابی از ذکر عبدالله مُنازِل.

Older posts

© 2019 روایت

Theme by Anders NorenUp ↑