فاصله‌ی مکانی با فریبی سبب می‌شود که اشیا کوچک و بنابراین عاری از نقص به‌نظر برسند. به‌همین دلیل است که یک منظره در آیینه‌ای محدب یا در یک دوربین عکاسی از آنچه حقیقتاً هست زیباتر به‌نظر می‌رسد. فاصله‌ی زمانی نیز چنین اثری می‌سازد. اتفاقات و رویدادهای خیلی پیشتر و افرادی که در آنها دخیل بوده‌اند، همگی مناظری افسون‌کننده را پیشِ چشم حافظه قرار می‌دهند، حافظه‌ای که تنها طرح‌های کلی را می‌بیند و جزئیاتِ نامطبوع را وقعی نمی‌گذارد. زمانِ حال از چنین مزیتی بی‌بهره است و بنابراین همواره پرعیب به‌نظر می‌رسد.
و باز هم درباره‌ی مکان: چیزهای کوچک وقتی که بسیار به ما نزدیک باشند بس بزرگ می‌نمایند. قادر نیستیم چیز دیگری ببینیم، اما همین که قدری عقب‌تر می‌ایستیم آنها ناچیز و ناپیدا می‌گردند. در موردِ زمان هم همین‌گونه است. رویدادها و حوادثِ کوچکِ روزمره به همان میزان که نزدیک به ما هستند بس بزرگ و مهم و جدی می‌نمایند، ما را سرشار از هیجان و احساس و التهاب می‌کنند؛ اما به‌زودی زیر سیلِ بی‌امان جریانِ زمان مدفون می‌شوند و معنا و مفهوم خود را از کف می‌دهند؛ دیگر به آنها نمی‌اندیشیم و به‌زودی همه را یکسره به دستِ فراموشی می‌سپاریم. آنها بزرگ بودند اما فقط به این دلیل که نزدیک بودند.
(آرتور شوپنهائِر / جهان و تأملات فیلسوف / برگردان: رضا ولی‌یاری)

 

photo: Erich Hartmann